رمان فور | دانلود رمان
رمان فور بهترین سایت رمان، داستان، دلنوشته

رمان هیاهوی خاموش

silent-noise-novel-for-pc-and-android

رمان: هیاهوی خاموش

نویسنده: نگین یزدانی

ژانر: عاشقانه/طنز

تعداد صفحه: 254

دانلود رمان عاشقانه به قلم نگین یزدانی PDF، اندروید لینک مستقیم رایگان

خالصه:

پسر عمو و دخترعمويي که برخالف ميل باطني‌شان تن به ازدواج اجباري مي‌دهند؛ پدر بزرگ آنها معروف به آقا بزرگ معين کرده کاگر بر خالف ميل او اين ازدواج سر نگيرد، تمامي دارايي پدران آنها را خواهد گرفت واز رسيدن به ارث محروم خواهند شد.

دو قطب مخالف! واما پسري که بر خالف ميل پدرش شغلي را انتخاب کرده که چندين سال است، کسي ازآن مطلع نيست، درحال حاضر در کانادا به سر مي‌برد؛ اما به خواسته‌ي آقابزرگ به ايران برمي‌گردد؛ در اين بين دخترکي که بي هياهو وارد زندگياش مي‌شود، با سرکشي هايش، پرده از اين راز بزرگ برمي‌دارد.

پیشنهاد ما:

دانلود رمان خانم و آقای بازیگر

بخشی از کتاب:

با آبشاري که تبديل به پوئن مثب شد، جيغي کشيدم و مثل اين

ميمونها باال پايين ميپريدم.

آره خودش! سه ست برد به نفع ايران. ايول موسوي دمت گرم گل

کاشتي پسر.

اميربا لودگي گفت:

– نه توروخدا ميخوايي با دو متر و خوردهايي قد نتونه يه آبشار خفن

بزنه؟

با اينکه مخاطبش من نبودم، عصبي شدم.

– تا چشمات درآد.

– حاال انگاري با تو بودم اينطوري بهت برخورد.

محمد موسوي از واليباليستهاي محبوبم بود، امير هم ازقصد دلش

ميخواست اعصابم رو انگولک کنه.

– در اون گاراژت و ببند، پاشو از جلو چشمام دور شو!

خندهي شيطاني کرد وبلند شد.

معموالوقتي اينطوري ميخنديد؛ چيزخوبي درانتظارم نبود. دوست

داشتم ببينم ميخواد چيکار کنه. از طرفي حواسم رو داده بودم به

گزارش پاياني مسابقات. عاشق اين تيکهها بودم.

عميقا تو بحر گزارش بودم که يهو تلوزيون خاموش شد.

مثل اين کسايي که نميبينن و دنبال عينک ميگردن دنبال کنترل

بودم.

مامان: دنبال اين ميگردي؟

به کنترل توي دستش اشاره کرد.

مثل مرغي که سرش و کندن داشتم بال- بال ميزدم.

– مامان جان اون تلوزيون رو روشن کن! گزارشها و آناليزها رو دارن

توضيح ميدن.

ديدم نه مامان ريلکس داره گوش ميده و انگارنهانگار که من دارم جلز

ولز ميکنم.

يهو دستش روبه کمرش زد وبا خشمي کنترل شده گفت:

– االن به جاي اينکه بلند بشي و به من کمک کني نشستي داري

واليبال ميبيني؟ حاال که خيالت راحت شد بردن. اين گزارشها رو

نبيني، نميميري که.

حاال اين وسط چي قراره به تو برسه که انقدر خوشحالي؟

نفس عميقي کشيدم. اين پسرعموي نيومدهي ما چقدر طرفدار داشت

که خودش خبر نداشت.

بحث بيفايده بود، ناچارا چيزي نگفتم وبدون فاکتور گرفتن از

پوزخندهاي امير رفتم تو آشپزخونه.

رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: هیاهوی خاموش
  • ژانر: عاشقانه، طنز
  • نویسنده: نگین یزدانی
  • تعداد صفحات: 254
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://novelfor.ir/?p=2361
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
تبلیغات
تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
رمان فور | دانلود جذابترین رمان ها
آخرین نظرات
  • دنیا : برای منم میفرستی...
  • دنیا : سلام لینک میشه بدین ممنون...
  • آرین : خیلی قشنگه میشه رمان دژخیمشم بزارین...
  • ریحانه : عالبود...
  • ریحانه : زیبا متین عالی...
  • Faezeh : عالی هست سایتتون...
  • Fati : تشکر از سایت ناول فور...
  • ChesterAporo : Moscow was under construction not at once....
  • 𝐇𝐚𝐝𝐢𝐬 : سلام میگید آنلاینه لاقل لینک چنل تلگرامشو بگید خواهش میکنم 🥲🥺...
  • ریحانه : میشه لینک کانال تلگرامیشون بزارید😢😢😢یا آیدی نویسنده که لینک بگیرم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان فور | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.