رمان فور | دانلود رمان
رمان فور بهترین سایت رمان، داستان، دلنوشته

رمان عشق ناشدنی

an-unbelievable-love-novel-for-pc-and-android

رمان: عشق ناشدنی

نویسنده: سوما غفاری

ژانر: عاشقانه/ فانتزی

تعداد صفحه: 394

خلاصه‌ی رمان:

دختر و پسری از شادی ها و زیبایی ها که تا کنون غم و اندوه در خانه شان را نزده است. این دو نفر سرنوشت شان به هم گره می خورد.

دست در دست هم می گذارند و زندگی را در عشقشان خالصه می کنند، اما اشتباه شان همین جا بود. تفاوت بین دنیای این دو نفر اجازه ی چشیدن طعم عشق را به آنان نمی دهد و با تولد قدرت های خطرناک، دوره ی جدیدی از سحر و جادو آغاز می شود.

قدرت هایی که کل دنیا را در خطری بزرگ می اندازد. جادوهایی که تا حاال نظیرشان نه دیده

شده و نه شنیده شده. سرانجام عاشق از عشوق جدا می ماند و آن گاه است که…

پیشنهاد ما:

دانلود رمان برزخ سرد

دانلود رمان افسونگر

بخشی از کتاب:

برای آخرین بار به خودم تو آینه نگاه کردم. اولین چیزی که در اجزای

صورتم، به چشمم خورد، چشم های سیاهم بود که خیلی دوستشون

داشتم.

دستی به موهای قهوه ای رنگم کشیدم. از نظر خیلی ها، موهای صاف

زیباتر بودن ولی من همین موهای فر خودم رو دوست داشتم چون هرم رو زیباتر می کرد. به چهرم نگاه کردم.

با اینکه بیست و یک سالم بود ولی قیافم جوون تر نشون می داد و

همین ویژگی، یکی دیگه از علت های زیباییم بود.

صدای ریتا ، خواهر کوچک ترم من رو از فکر خارج کرد : کاترینا ،

کاترینا .

کاترینا: اومدم

توی آینه واسه خودم چشمکی زدم و از اتاقم خارج شدم . درحالی که از

پله ها پایین می رفتم رو به دوست هام که در ابتدای پله ها وایساده

بودن گفتم: شما چرا این قدر عجله دارین ؟ مسابقه ی دو که نیست .

سم : ببخشید دیگه نمی دونستیم حاضر شدنت مثل عروس ها طول

می کشه .

کاترینا: اون عروسی که دامادش تو باشی باید با یه پیژامه به محل

عروسی بیاد؛ چون تو بهش فرصت حاضر شدن نمیدی .

سم: من دوست ندارم دو ساعت جلو آیینه وایسی و به خودت نگاه کنی

و چه می دونم ، هی ظاهرت رو درست کنی.

کاترینا: واسه همینه که این قدر بی ریختی.

سم: نکه تو خیلی باریختی.

لیا: اگه شما این جا وایسین و دعوا کنین که شب میشه .

جاش: جالب این جاست که اگه دیر کنیم می اندازین تقصیر ما.

کاترینا: هی !

لیا : این یکی رو دیگه راست میگه.

کاترینا: آدم نباید با شما به هیچ مبارزه ای بره؛ چون یه دقیقه نشبخشی از کتاب:

برای آخرین بار به خودم تو آینه نگاه کردم. اولین چیزی که در اجزای

صورتم، به چشمم خورد، چشم های سیاهم بود که خیلی دوستشون

داشتم.

دستی به موهای قهوه ای رنگم کشیدم. از نظر خیلی ها، موهای صاف

زیباتر بودن ولی من همین موهای فر خودم رو دوست داشتم چون هرم رو زیباتر می کرد. به چهرم نگاه کردم.

با اینکه بیست و یک سالم بود ولی قیافم جوون تر نشون می داد و

همین ویژگی، یکی دیگه از علت های زیباییم بود.

صدای ریتا ، خواهر کوچک ترم من رو از فکر خارج کرد : کاترینا ،

کاترینا .

کاترینا: اومدم

توی آینه واسه خودم چشمکی زدم و از اتاقم خارج شدم . درحالی که از

پله ها پایین می رفتم رو به دوست هام که در ابتدای پله ها وایساده

بودن گفتم: شما چرا این قدر عجله دارین ؟ مسابقه ی دو که نیست .

سم : ببخشید دیگه نمی دونستیم حاضر شدنت مثل عروس ها طول

می کشه .

کاترینا: اون عروسی که دامادش تو باشی باید با یه پیژامه به محل

عروسی بیاد؛ چون تو بهش فرصت حاضر شدن نمیدی .

سم: من دوست ندارم دو ساعت جلو آیینه وایسی و به خودت نگاه کنی

و چه می دونم ، هی ظاهرت رو درست کنی.

کاترینا: واسه همینه که این قدر بی ریختی.

سم: نکه تو خیلی باریختی.

لیا: اگه شما این جا وایسین و دعوا کنین که شب میشه .

جاش: جالب این جاست که اگه دیر کنیم می اندازین تقصیر ما.

کاترینا: هی !

لیا : این یکی رو دیگه راست میگه.

کاترینا: آدم نباید با شما به هیچ مبارزه ای بره؛ چون یه دقیقه نشده به

آدم خیانت می کنین.ده به

آدم خیانت می کنین.

رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: عشق ناشدنی
  • ژانر: عاشقانه، فانتزی
  • نویسنده: سوما غفاری
  • تعداد صفحات: 394
لینک های دانلود
  • برچسب ها:
https://novelfor.ir/?p=2402
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
تبلیغات
تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
رمان فور | دانلود جذابترین رمان ها
آخرین نظرات
  • دنیا : برای منم میفرستی...
  • دنیا : سلام لینک میشه بدین ممنون...
  • آرین : خیلی قشنگه میشه رمان دژخیمشم بزارین...
  • ریحانه : عالبود...
  • ریحانه : زیبا متین عالی...
  • Faezeh : عالی هست سایتتون...
  • Fati : تشکر از سایت ناول فور...
  • ChesterAporo : Moscow was under construction not at once....
  • 𝐇𝐚𝐝𝐢𝐬 : سلام میگید آنلاینه لاقل لینک چنل تلگرامشو بگید خواهش میکنم 🥲🥺...
  • ریحانه : میشه لینک کانال تلگرامیشون بزارید😢😢😢یا آیدی نویسنده که لینک بگیرم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان فور | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.