رمان فور | دانلود رمان
رمان فور بهترین سایت رمان، داستان، دلنوشته

دانلود رمان دست‌های گندم

دانلود رمان دست‌های گندم

دانلود رمان دست‌های گندم

نام رمان: دست های گندم

نام نویسنده: shabnami1104

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه دانلود رمان دست‌های گندم:
دختر شمالی تنها و کم سن و سالی است که خانواده‌ی خود را در زلزله‌ی رودبار از دست داده و پس از چند سال تنهایی به تهران آمده و خدمتکار یک عمارت می‌شود. همه چیز خوب پیش می‌رود تا پسر صاحب عمارت از خارج بر می‌گردد و عاشق گندم می‌شود. اما این عشق با وجود مخالفت‌های زیاد چه می‌شود؟ با ما همراه باشید دانلود رمان دست‌های گندم

“مقدمه دانلود رمان دست‌های گندم”

می‌چرخم و می‌رقصم

در بین گندم‌زاری زیبا

می‌چرخم و می‌رقصم

موهایم در هوا آزادانه در پروازند

دست‌هایم رها در زمان

چشم‌هایم خیره به آسمان

می‌چرخم و می‌رقصم

آزادم و رها

پاها در تکاپو

به این سو و آن سو

صدای برخورد نسیم را با تک تک تارهای گیسوانم می‌شنوم

و صدای فریاد گندم‌هایی را که زیر پاهایم له می‌شوند نیز

می‌چرخم و می‌رقصم

دستانم، به بالا، پایین

گاهی در چرخش، گاهی بدون حرکتند

چشمانم، بسته

می‌بویم

بوی شادی می‌آید

بوی خوبی می‌آید

می‌رقصم و می‌خوانم

می‌خوانم و می‌دانم

می‌دانم او می‌آید

او می‌آید و روزی که خواهد آمد

برایش همچو کولی‌های دوره گرد می‌رقصم

می‌رقصم و می‌رقصم

چشم‌هایم را بسته و آمدنش را می‌بویم

او را در آغوش می‌کشم

و چشمانم را برای زیارت صورتش می‌گشایم

صورت زیبایش را می‌بوسم

دست در دستان او در گندم‌زار می‌رقصم

با او می‌رقصم

در آغوش او…

” گندم ”

قسمتی از رمان

با صدای الله و اکبر اذان صبح در رخت خواب نیم خیز شدم، بعد از بستن موهای طلایی رنگم وضو گرفتم و با سر کردن چادر نماز سفیدم به نماز ایستادم. آسمان هنوز هم تاریک بود و عمارت در سکوت کاملی قرار داشت زیرا همه خواب بودند، اما من باید زودتر بلند می‌شدم تا میز را برای صبحانه حاضر کنم. بعد از پوشیدن لباسِ فُرم موهای بلندم را زیر دست مال سر و کلاه فرستادم طوری که حتی یک تار مو هم بیرون نباشه.

پیشنهاد رمان فور:

دانلود رمان گرداب خونین

رمان تعبیر وارونه یک دلدادگی | zahra_z کاربر انجمن رمان فور

رمان جدید

  • اشتراک گذاری
تبلیغات
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دست های گندم
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: shabnami1104
  • طراح کاور: saba.hn
  • تعداد صفحات: 120
  • منبع تایپ: رمانکده
https://novelfor.ir/?p=1962
لینک کوتاه مطلب:
نظرات این مطلب
  • fati.as
    دوشنبه 12 جولای 2021 | 11:09 ب.ظ

    محشر بود

  • katrin
    دوشنبه 12 جولای 2021 | 11:09 ب.ظ

    عالی عالی عالی

  • آفتاب
    دوشنبه 12 جولای 2021 | 11:10 ب.ظ

    به شدت پیشنهاد میشه🌹👏🏻

  • tara
    دوشنبه 12 جولای 2021 | 11:10 ب.ظ

    حتما بخونین خیلی قشنگه😍😍🤩

  • ایدا
    سه‌شنبه 13 جولای 2021 | 12:57 ب.ظ

    بابا این رمان سرتاسر بدبختی بود من نمیدونم از چی این خوشتون اومده نویسنده جان از وقتی رمانتو خوندم لبخند کوچیکی رو لبا نیومد فلم ضعیفی بود و فقط ماجراهای اطراف رو تعریف میکرد،چیز خاصی نداشت متن طنز یا عاطفی یا بیان احساس هیچی
    متن رمانت داخلش همشون یا مردن یا فلج شدن اخرم کامران با تموم عشقش میمیره،بابا این رمانه سراسر بدبختی بود،قلم ضعیفففففف

  • شایسته
    سه‌شنبه 13 جولای 2021 | 9:36 ب.ظ

    می‌تونست بهترم باشه ولی بازم خوب بود. ای کاش انقدر بد تموم نمیشد فقط.
    در کل خسته نباشی نویسنده جان

  • sudabe
    چهارشنبه 14 جولای 2021 | 9:47 ق.ظ

    رمان قشنگی بود🌹آخر رمان فقط داشتم گریه میکردم🤧نباید میمرد

  • سروش
    چهارشنبه 14 جولای 2021 | 9:48 ق.ظ

    بد نبود

  • حلیمه
    چهارشنبه 14 جولای 2021 | 9:49 ق.ظ

    خوب بود

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

تبلیغات
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
تبلیغات
تبلیغات متنی
امکانات سایت
<>
درباره سایت
رمان فور | دانلود جذابترین رمان ها
آخرین نظرات
  • دنیا : برای منم میفرستی...
  • دنیا : سلام لینک میشه بدین ممنون...
  • آرین : خیلی قشنگه میشه رمان دژخیمشم بزارین...
  • ریحانه : عالبود...
  • ریحانه : زیبا متین عالی...
  • Faezeh : عالی هست سایتتون...
  • Fati : تشکر از سایت ناول فور...
  • ChesterAporo : Moscow was under construction not at once....
  • 𝐇𝐚𝐝𝐢𝐬 : سلام میگید آنلاینه لاقل لینک چنل تلگرامشو بگید خواهش میکنم 🥲🥺...
  • ریحانه : میشه لینک کانال تلگرامیشون بزارید😢😢😢یا آیدی نویسنده که لینک بگیرم...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمان فور | دانلود رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.