
دانلود دلنوشته مرز
از آن روز به بعد ، همه چیز تغییر کرد، زندگی بوی زندگی نمیداد و حتی نفسها مصنوعی شده بودند. آسمان به جای رنگ آبی، رنگ خاکی پوشیده بود و زمین پر بود از هیاهو و گرد و غبارهای مسموم شده! من در این کابوس حقیقی بودم، کابوسی حقیقی! افرادی روی زمین زانو زدهاند و اشک میریزند، افرادی تفنگ به دست به جان مردم افتادهاند و تو… خسته و خاکی آن گوشه نشستهای و دهانت را زیپ بستهای تا نگویی عاشقم هستی! چون اگر بگویی من آن سوی مرز میآیم و مرگ را به جان میخرم!
مرگ …
چشیدنیترین
و
بوسیدنیترین چیز
است
در کنار تو

دانلود دلنوشته دختریازجنس خاک

دانلود رمان دارمدیر میشوم

دانلود رمان خلسه شکار

دانلود دلنوشته صوتی شبهایبعدازتو

دانلود دلنوشته وازخداییکهغافل بودم

دانلود دلنوشته پتک مرگ

دانلود دلنوشته معشوق آسمان

دانلود رمان چنگال گرگ

دانلود دلنوشته خیمهشببازی دهر
برای چه چیزی زندگی میکنیم!
به عبارت دیگر، گمان میکنیم هدف داریم… با این حال
زمانش که برسد، همگی به یک نتیجه میرسیم
اینکه عروسک خیمهشب بازیای بیش نیستیم