هر شب دل من کارش اینه جلو عکسات می شینه
می دونم راهی نیست غیر از تنهایی
دنیام شده تاریک و تیره داره قلبم می میره
آخه امشب باز حس کردم اینجایی
گریه هر شب من شده عادت تنهایی
عشق تو تو دل من شده باعث رسوایی
وای از تنهایی
قلب دیوونه من هنوزم دوستت داره
همدم گریه یه من شبو این در و دیواره
وای از تنهایی
شاید دیگه از یادت رفتم دارم از پا می افتم
ولی باز قلب من آروم نمیشه
تنهام غمِ تو باز دوباره تو دلم پا می ذاره
تو که رفتی اون می مونه همیشه
هرکی میبینه منو می گه از دنیا سیره
قلب دیوونه من هنوزم دوستت داره
همدم گریه یه من شبو این در و دیواره
وای از تنهایی
شاید دیگه از یادت رفتم دارم از پا می افتم
ولی باز قلب من آروم نمیشه
تنهام غمِ تو باز دوباره تو دلم پا می ذاره
تو که رفتی اون می مونه همیشه
هرکی میبینه منو می گه از دنیا سیره
تقصیر چشم تو بود دل من بی تقصیر
وای از تنهایی
خسته یه خسته منم دیگه طاقت ندارم
کاش بدونی عزیزم هنوزم دوستت دارم
تو واسه من دنیائی
بخشی از رمان:
_ اوووف آرام بالاخره این کلا تموم شد .. خداکنه زود تر کلاس بعدی شروع بشه .. دلم برای چشمای مشکی نافذش خیلی تنگ شده.